مرتضى مطهرى
117
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
أبو الفرج به دستش رسيد گفت : « من ديگر از كتابخانه بىنيازم » . اين كتاب آن قدر جامع و پرمطلب است كه با اينكه نويسندهاش أبو الفرج و موضوعش تاريخچهء موسيقى و موسيقيدانهاست افرادى از محدثين شيعه از قبيل مرحوم مجلسى و مرحوم حاج شيخ عباس قمّى مرتب از كتاب اغانى أبو الفرج نقل مىكنند . گفتيم أبو الفرج كتابى دارد كه از كتب معتبرهء تاريخ اسلام شمرده شده به نام « مقاتل الطالبيّين » تاريخ كشته شدنهاى بنى ابى طالب ( اولاد ابى طالب ) . او در اين كتاب ، تاريخچهء قيامهاى علويين و شهادتها و كشته شدنهاى اولاد ابى طالب اعم از علويين و غير علويين را - كه البته بيشترشان علويين هستند - جمعآورى كرده است كه اين كتاب اكنون در دست است . در اين كتاب حدود ده صفحه را اختصاص داده به حضرت رضا ، و جريان ولايتعهد حضرت رضا را نقل كرده ، كه وقتى ما اين كتاب را مطالعه مىكنيم مىبينيم با تاريخچههايى كه علماى شيعه به عنوان « تاريخچه » نقل كردهاند خيلى وفق مىدهد ؛ مخصوصاً آنچه كه در مقاتل الطالبيّين آمده با آنچه كه در ارشاد مفيد آمده - اين دو را با هم تطبيق كردم - خيلى به هم نزديك است ، مثل اين است كه يك كتاب باشند ، چون گويا سندهاى تاريخى هر دو به منابع واحدى مىرسيده است . بنابراين مدرك ما در اين مسأله تنها سخن علماى شيعه نيست . حال برويم سراغ انگيزههاى مأمون ، ببينيم مأمون را چه چيز وادار كرد كه اين موضوع [ را مطرح كند ؟ ] آيا مأمون واقعاً به اين فكر افتاده بود كه كار را به حضرت رضا واگذار كند كه اگر خودش مرد يا كشته شد خلافت به خاندان علوى و به حضرت رضا منتقل شود ؟ اگر چنين اعتقادى داشت آيا اين اعتقادش تا نهايت امر باقى ماند ؟ در اين صورت بايد قبول نكنيم كه مأمون حضرت رضا را مسموم كرده ، بايد حرف كسانى را قبول كنيم كه مىگويند حضرت رضا به اجل طبيعى از دنيا رفتند . از نظر علماى شيعه اين فكر كه مأمون از اول حسن نيت داشت و تا آخر هم بر حسن نيت خود باقى بود مورد قبول نيست . بسيارى از فرنگيها چنين اعتقادى دارند ، معتقدند كه مأمون واقعاً شيعه بود ، واقعاً معتقد و علاقهمند به آل على بود . مأمون و تشيع مأمون عالمترين خلفا و بلكه شايد عالمترين سلاطين جهان است . در ميان